محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6011
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىبرده بودند و درختانى را كه اطراف آن بود بريده بودند ، نزديك صد هزار درخت بريده بودند ، بجز درختان جنگلها ، و بيست منجنيق مقابل شهر نهاده بودند . كنار شهر نيز جاهايى ساخته بودند كه در آن سكونت گيرند . ابن بعيث نيز مقابل آنها به همان مقدار منجنيق نهاده بود . كسانى از كافران روستاها كه با وى بودند با فلاخنها سنگ مىانداختند و كسى نمىتوانست به ديوار شهر نزديك شود . در مدت هشتماه در نبرد وى نزديك يكصد كس از ياران سلطان كشته شد و نزديك به چهارصد كس زخمدار شد ، از ياران وى نيز به همين مقدار كشته و زخمى شدند . و چنان بود كه حمدويه و عمرو و زيرك هر روز به نوبت با ابن بعيث به نبرد بودند . ديوار از طرف شهر كوتاه بود اما از طرف بيرون نزديك به بيست ذراع بود . جمعى از ياران ابن بعيث كه نيزه داشتند با طنابها پايين مىآمدند و نبرد ميكردند و چون ياران سلطان به آنها هجوم مىبردند به ديوار پناهنده مىشدند . بسا مىشد كه درى را به نام در آب مىگشودند و به گروه از آن بيرون مىشدند و نبرد ميكردند آنگاه باز مىرفتند . چنان كه گويند : وقتى بغاى شرابى نزديك مرند رسيد ، عيسى بن شيخ شيبانى را فرستاد كه امانتنامه هايى براى سران ياران ابن بعيث و خود ابن بعيث همراه داشت كه فرود آيند و فرود آيد به هر چه امير مؤمنان حكم كند و گر نه با آنها نبرد مىكند و اگر بر آنها ظفر يافت هيچكس از آنها زنده نمىگذارد اما هر كه فرود آيد امان دارد . راوى گويد : بيشتر مردم ربيعه كه با ابن بعيث بودند ، از قوم عيسى بن شيخ بودند و بسيار كس از آنها به وسيلهء طناب فرود آمدند . ابو اغر خويشاوند ابن بعيث نيز كه شوهر خواهرش بود فرود آمد . ( 166 از ابو اغر آوردهاند كه گويد : آنگاه در شهر را گشودند و ياران حمدويه و زيرك در آمدند . ابن بعيث از منزل خويش به فرار برون شد كه مىخواست از سمت ديگر برون شود ، گروهى از سپاهيان كه منصور پيشكارش از آن جمله بود به دو پيوستند .